856 - مرد متمکن و كارگران
حكايتي از بزرگان نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . حكايت اين است :
مردي بود بسيار متمكن و پولدار ، روزي به تعدادي كارگر براي انجام كارهاي باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه صبح زود در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . همچنين تعدادي ديگر ، به جمع كارگران اضافه مي شدند . حتي بعضي غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز پذيرفت .
شبانگاه هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گرد آورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . همانگونه كه انتظار مي رفت ، اناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : « اين بي انصافي است ؛ چه مي كنيد آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ديگر هم كه همين چند دقيقه ي پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلا كاري نكرده اند ! .
مرد ثروتمند خنديد و گفت : « به ديگران كاري نداشته باشيد ، ايا انچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ » كارگران يكصدا گفتند : « نه ؛ آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، حتي بيش از دستمزد معمولي ما نيز بوده است ؛ با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيده اند و كاري نكرده اند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم .
مرد دارا گفت : من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم .... . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارايي من كم نمي شو د . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از انتظارتان مزد گرفته ايد ، پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي بخشم زيرا براي بخشيدن ، بسيار دارم. من از سر بي نيازي است كه مي بخشم .
تحليل معنوي :
بعضي براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست در هنگام غروب از راه مي رسند . بعضي ديگر هم وقتي كار تمام شده است پيدايشان مي شود . خداوند نيز به استحقاق بنده نمي نگرد ، بلكه دارايي خويش را براي بخشش مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما .
تحليل رفتاري :
سعي كنيم از سود بردن ديگران به اندازه ي خود ، حتي اگر از ما كمتر هم كار كرده اند نا خرسند نشويم و حس حسادت را از ذات خويش محو نماييم .
*
بخشش را به هر بهانه اي كه مي شود ، انجام دهيم و آن را تقويت نماييم .
تحليل مديريتي :
در هنگام دادن مزد به كارمندان بسيار دقيق و سنجيده عمل نماييد . عدالت را بايد به درستي برقرار نمود ، زيرا طبق نظريه برابريبيشتر كارمندان خود را با همكاران ديگر مقايسه مي كنند و اگر احساس كنند كه از ديگران بيشتر كار مي كنند و دستمزد كمتر يا برابري دريافت مي كنند ، خود تصميم به ايجاد عدالت مي گيرند ، و اين عدالت را با كم كاري خود ايجاد مي كنند .
*
به كارمندان بايد آموخت كه هركس در هر جايگاهي كه قرار دارد ، كار خويش را به درستي انجام دهد و مستقيماً در كار ديگران دخالت نكنند. نظارت بر كار ساير كاركنان وظيفه ي مدير مي باشد.
مردي بود بسيار متمكن و پولدار ، روزي به تعدادي كارگر براي انجام كارهاي باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه صبح زود در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . همچنين تعدادي ديگر ، به جمع كارگران اضافه مي شدند . حتي بعضي غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز پذيرفت .
شبانگاه هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گرد آورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . همانگونه كه انتظار مي رفت ، اناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : « اين بي انصافي است ؛ چه مي كنيد آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ديگر هم كه همين چند دقيقه ي پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلا كاري نكرده اند ! .
مرد ثروتمند خنديد و گفت : « به ديگران كاري نداشته باشيد ، ايا انچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ » كارگران يكصدا گفتند : « نه ؛ آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، حتي بيش از دستمزد معمولي ما نيز بوده است ؛ با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيده اند و كاري نكرده اند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم .
مرد دارا گفت : من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم .... . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارايي من كم نمي شو د . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از انتظارتان مزد گرفته ايد ، پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي بخشم زيرا براي بخشيدن ، بسيار دارم. من از سر بي نيازي است كه مي بخشم .
تحليل معنوي :
بعضي براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست در هنگام غروب از راه مي رسند . بعضي ديگر هم وقتي كار تمام شده است پيدايشان مي شود . خداوند نيز به استحقاق بنده نمي نگرد ، بلكه دارايي خويش را براي بخشش مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما .
تحليل رفتاري :
سعي كنيم از سود بردن ديگران به اندازه ي خود ، حتي اگر از ما كمتر هم كار كرده اند نا خرسند نشويم و حس حسادت را از ذات خويش محو نماييم .
*
بخشش را به هر بهانه اي كه مي شود ، انجام دهيم و آن را تقويت نماييم .
تحليل مديريتي :
در هنگام دادن مزد به كارمندان بسيار دقيق و سنجيده عمل نماييد . عدالت را بايد به درستي برقرار نمود ، زيرا طبق نظريه برابريبيشتر كارمندان خود را با همكاران ديگر مقايسه مي كنند و اگر احساس كنند كه از ديگران بيشتر كار مي كنند و دستمزد كمتر يا برابري دريافت مي كنند ، خود تصميم به ايجاد عدالت مي گيرند ، و اين عدالت را با كم كاري خود ايجاد مي كنند .
*
به كارمندان بايد آموخت كه هركس در هر جايگاهي كه قرار دارد ، كار خويش را به درستي انجام دهد و مستقيماً در كار ديگران دخالت نكنند. نظارت بر كار ساير كاركنان وظيفه ي مدير مي باشد.
+ نوشته شده در شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ ساعت 8:19 توسط پرويز ستوده شايق
|
پرويز ستوده شايق